السيد علي الحسيني الميلاني

70

ناگفته هايى از حقايق عاشورا (فارسى)

در مقابل ، يزيد هيچ گاه به مرتبه ، موقعيّت و شخصيت والاى اجتماعى امام حسن عليه السلام نمىرسيد ؛ آن هم يزيدى كه به گوشه‌اى از ويژگىهايش اشاره كرديم . از طرفى و بنا بر عهدنامه ميان معاويه و آن حضرت ، طرح جانشينى يزيد عملى نبود . حافظ ابن عبدالبر قُرطبى مىگويد : لا خلاف بين العلماء أنّ الحسن إنّما سلَّم الخلافة لمعاوية حياته لا غير ، ثمّ تكون له من بعده ، وعلى ذلك إنعقد بينهما ما انعقد في ذلك ؛ « 1 » علما اتفاق دارند بر اين‌كه امام حسن مجتبى عليه السلام حكومت را فقط به معاويه واگذار كرده و اين‌كه پس از او دوباره به خودش برگردد و طبق اين مفاد ، پيمان و قرارداد در بينشان منعقد شد . دقّت كنيد ! قرار بر اين بوده كه معاويه كسى را براى پس از خودش منصوب نكند و حكومت به امام مجتبى عليه السلام برگردد . با توجّه به اين مطالب ، معاويه چه چاره‌اى داشته تا بتواند فرزندش يزيد را جانشين خود كند ؟ هيچ راهى مگر اين‌كه امام مجتبى عليه السلام را از پيش رو بردارد و آن حضرت را شهيد كند . أحنف بن قيس ، از برجسته‌ترين شخصيت‌هاى زمان معاويه است . وى در چنين وضعيتى به معاويه مىگويد : إنّ أهل الحجاز وأهل العراق لا يرضون بهذا ولا يبايعون ليزيد ما كان الحسن حيّاً ؛ « 2 » تا زمانى كه حسن بن على زنده است ، مردم حجاز و عراق به جانشينى يزيد رضايت نخواهند داد و تن به بيعت با او نمىدهند .

--> ( 1 ) . الاستيعاب : 1 / 387 . ( 2 ) . الإمامة والسياسه : 1 / 191 .